کار خواستن تصویر معنی کار خواستن لغت نامه دهخدا کار خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) کار کردن خواستن. استسعاء. || تقاضای کار. فرهنگ فارسی کار کردن تقاضای کار کلمات مرتبط پس خواستن صدقه خواستن کابین خواستن پاکی خواستن خوشنودی خواستن گزارش محتوای نامناسب