گرد گردیدن

لغت نامه دهخدا

گردگردیدن. [ گ ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) چرخیدن گردوار. چرخ زدن. چرخ خوردن. تطوف. تطواف:
چونکه گردی گرد، سرگشته شوی
خانه را گردنده بینی وآن تویی.عطار.

سرچر کردن یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
مبت یعنی چه؟
مبت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز