لغت نامه دهخدا
کستی کردن. [ ک ُک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشتی گرفتن. مصارعت:
پیل زوری که چون کند کستی
بند او پیل را دهد سستی.مسعودسعد.رجوع به کشتی گرفتن شود.
کستی کردن. [ ک ُک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشتی گرفتن. مصارعت:
پیل زوری که چون کند کستی
بند او پیل را دهد سستی.مسعودسعد.رجوع به کشتی گرفتن شود.
( مصدر ) کشتی گرفتن مصارعت: ( پیل زوری که چون کند کستی بند او پیل را دهد سستی ). ( مسعود سعد )