چوب انداز

لغت نامه دهخدا

چوب انداز. [ اَ ] ( نف مرکب ) که چوب اندازد. اندازنده چوب. || ( ق مرکب ) تقویمی بی توجه به نرخ معلوم و متداول. با تخمین. غلطانداز. علی اللهی. چکی. با تخمینی جاهلانه و سرسری گفتن بهای چیزی را بگزاف. تقویم بی فکر و رویه.
- بهای چیزی را چوب انداز گفتن؛ بدون مطابقت واقعی آن، به احتمال گول خوردن مشتری قیمتی بگزاف گفتن.

فرهنگ فارسی

که چوب اندازد اندازنده چوب

جمله سازی با چوب انداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زمان‌های قدیم، استفاده از چوب انداز توسط کشاورزان برای اندازه‌گیری دقیق فواصل زمین، از اشتباه در کاشت جلوگیری می‌کرد.

💡 استادکار قدیمی با چوب انداز خود، ابعاد دقیق چوبی را که می‌خواست با دقت میلی‌متری تراش دهد، کاملاً مشخص و تعیین نمود.

💡 برای اطمینان از راستا بودن ستون‌ها، کارگر با استفاده از چوب انداز، فاصله آن‌ها را با دقت بسیار زیاد مورد بررسی قرار داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران