چشم براه نهادن
مترادفها
چشمپوشی کردن، نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
چشم براه نهادن. [ چ َ / چ ِ ب ِ ن ِ / ن َ دَ ]( مص مرکب ) مرادف چشم براه داشتن و چشم براه دوختن. ( آنندراج ). چشم براه افکندن. چشم براه دوختن. با دقت براه نگریستن برای رسیدن کسی یا گروهی:
همه نامداران ایران سپاه
نهادند چشم از شگفتی براه.فردوسی.
فرهنگ فارسی
مرادف چشم به راه داشتن و چشم براه دوختن. با دقت نگریستن برای رسیدن کسی یا گروهی.