پیزی گشاد
لغت نامه دهخدا
پیزی گشاد. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) سخت کاهل و بیکاره. پیزی شل. گَل گیوه گشاد.
فرهنگ معین
(گُ ) (ص مر. ) تنبل، کاهل، راحت طلب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) سخت کاهل و بیکاره پیزی شل.
ویکی واژه
تنبل، کاهل، راحت طلب.
پیزی گشاد. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) سخت کاهل و بیکاره. پیزی شل. گَل گیوه گشاد.
(گُ ) (ص مر. ) تنبل، کاهل، راحت طلب.
( صفت ) سخت کاهل و بیکاره پیزی شل.
تنبل، کاهل، راحت طلب.