پوست واکردن
مترادفها
پوست کندن، پوست ریختن، پوست جدا کردن
لغت نامه دهخدا
پوست واکردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پوست بازکردن. پوست کندن. رجوع به پوست بازکردن شود. تقرف؛ پوست وا کرده شدن جراحت.
فرهنگ فارسی
پوست باز کردن پوست کندن
پوست کندن، پوست ریختن، پوست جدا کردن
پوست واکردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پوست بازکردن. پوست کندن. رجوع به پوست بازکردن شود. تقرف؛ پوست وا کرده شدن جراحت.
پوست باز کردن پوست کندن