پخشانیدن

مترادف‌ها

پاشیدن، پراکنده کردن، پخش کردن

لغت نامه دهخدا

پخشانیدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) خرامان براه رفتن و براه بردن. || گداختن و گدازیدن ازغم و غصه. و ظاهراً این صورت مصحف پخسانیدن باشد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران