نیکو چهر
مترادفها
زیباروی، خوشچهره، زیبا، قشنگ
متضادها
زشترو، بدریخت
لغت نامه دهخدا
نیکوچهر. [ چ ِ ] ( ص مرکب ) نیکوروی. نیک روی. نکودیدار. زیباروی. زیبارخ.
فرهنگ فارسی
نیکو روی. نیکروی. نکو دیدار. زیبا روی. زیبا رخ.
فرهنگ اسم ها
اسم: نیکو چهر (دختر) (فارسی) (تلفظ: n.-čehr) (فارسی: نيکوچهر) (انگلیسی: niku-chehr)
معنی: زیباروی، زیبارخ، ( = نیک چهر )