نواجع

مترادف‌ها

مصیبت‌ها، گرفتاری‌ها، بلاها

متضادها

خنده، شادی

لغت نامه دهخدا

نواجع. [ ن َ ج ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناجعة. رجوع به ناجعة شود.

فرهنگ فارسی

جمع ناجعه است

جمله سازی با نواجع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با وجود تمام نواجع و سختی‌هایی که در دوران کودکی با آن‌ها دست و پنجه نرم کرده بود، توانست با اراده‌ای پولادین به موفقیت‌های بزرگ دست یابد.

💡 در ایام جنگ و در میان نواجع و مشکلات اقتصادی شدید، مردم تلاش می‌کردند تا با همدلی و همبستگی، سختی‌های روزمره زندگی را برای یکدیگر آسان کنند.

💡 شاعر با استفاده از واژگان استعاری، نواجع و رنج‌های قلب خود را در قالب اشعار سوزناک و تاثیرگذار به تصویر کشیده است تا مخاطبان را با خود همراه کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران