نزیکه
مترادفها
نزدیک، قریب
متضادها
دور، دوری
لغت نامه دهخدا
( نزیکة ) نزیکة. [ ن َ ک َ ] ( ع ص ) معیبة: فلانةُ نزیکة؛ معیبة. ( اقرب الموارد ). عیبناک. و رجوع به نزیکات شود.
نزدیک، قریب
دور، دوری
( نزیکة ) نزیکة. [ ن َ ک َ ] ( ع ص ) معیبة: فلانةُ نزیکة؛ معیبة. ( اقرب الموارد ). عیبناک. و رجوع به نزیکات شود.