لغت نامه دهخدا
( نزیهة ) نزیهة. [ ن َ هََ ] ( ع ص ) تأنیث نَزیه. ( منتهی الارب ). رجوع به نَزیه شود. || ارض نزیهة؛ ارض نَزهة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نَزهة شود.
( نزیهة ) نزیهة. [ ن َ هََ ] ( ع ص ) تأنیث نَزیه. ( منتهی الارب ). رجوع به نَزیه شود. || ارض نزیهة؛ ارض نَزهة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نَزهة شود.
اسم: نزیهه (دختر) (عربی) (تلفظ: nazihe) (فارسی: نزیهه) (انگلیسی: nazihe)
معنی: نزیه، پاکیزه، ( مؤنث نزیه )
💡 رفعت علی سلیمان الجمال در «دمیاط» هنگام پادشاهی مصر بتاریخ ۱ ژوئیه ۱۹۲۷ متولد شد. پدرش به تجارت زغالسنگ مشغول بود اما مادرش خانهدار بود و جزء خانوادهای تحصیل کرده بود چنانچه به دو زبان انگلیسی و فرانسوی آگاه بود. او دارای دو برادر تنی لبیب و نزیهه و یک برادر ناتنی به نام سامی بود. در سال ۱۹۳۶ هنگامی که رأفت در سنین نوجوانی بود پدرش «علی سلیمان الجمال» میمیرد و برادر ناتنیاش «سامی» تنها سرپرست خانه بود و کار او آموزش زبان انگلیسی به برادر شاهبانو «فریدة» بود. پس از مدتی خانواده بهطور کامل به قاهره نقل مکان کردند تا فصل جدیدی از زندگی رأفت آغاز شود.