نفس شمردن

لغت نامه دهخدا

نفس شمردن. [ ن َ ف َ ش ِ / ش ُ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) نفس کسی راشمردن؛ حساب دقایق عمر او را داشتن. سخت مراقب و نگران حال و کار او بودن. او را به شدت تحت نظر و مراقبت داشتن. لحظه ای از کار او غفلت نکردن:
که گیتی همی بر تو بر بگذرد
زمانه نفس را همی بشمرد.فردوسی.|| نفس شماردن. رجوع به نفس شماردن شود.

فرهنگ فارسی

نفس کسی را شمردن: حساب دقایق عمر او را داشتن ٠ سخت مراقب و نگران حال و کار او بودن ٠ او را بشدت تحت نظر و مراقبت داشتن ٠ لحظه ای از کار او غفلت نکردن ٠ یا نفس شماردن ٠

جمله سازی با نفس شمردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و بنابراين جا ندارد كه انسانى از خداى تعالى مرگ كسى را طلب كند و در آناستعجال نمايد چه انسان كافر فاجر، و چه مؤ من صالح، براى اينكه مدت بقاى اولىدر دنيا همان مدت شمردن گناهان او است، تا در برابرش كيفر شود، و مدت بقاى دومىمدت شمردن حسنات او است، تا در برابرش پاداش داده شود و بدان متنعم گردد، و اينآيه شمردن را مقيد به هيچ قيدى نكرده، ولى از ظاهرش ‍ در بدو نظر چنين فهميده مىشود كه مقصود شمردن نفس ها، يا ايام زندگى است.

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز