ناگنجیدنی
مترادفها
گنجایشناپذیر، بیشمار
متضادها
گنجیدنی، پذیرفتنی
لغت نامه دهخدا
ناگنجیدنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) گنجایش ناپذیر. احاطه ناپذیر. که قابل جا دادن و گنجانیدن نیست. مقابل گنجیدنی. رجوع به گنجیدنی شود.
گنجایشناپذیر، بیشمار
گنجیدنی، پذیرفتنی
ناگنجیدنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) گنجایش ناپذیر. احاطه ناپذیر. که قابل جا دادن و گنجانیدن نیست. مقابل گنجیدنی. رجوع به گنجیدنی شود.