ناشادکامی
مترادفها
ناخشنودی، بدبختی، تیرهروزی
متضادها
شادکامی، موفقیت، خوشبختی
لغت نامه دهخدا
ناشادکامی. ( حامص مرکب ) غم زدگی. افسردگی. محزون بودن. شادکام نبودن. مقابل شادکامی. رجوع به ناشادکام و شادکامی شود.
فرهنگ فارسی
غم زدگی افسردگی.
جمله سازی با ناشادکامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاش برای رسیدن به آرامش درونی بسیار مهمتر از جمعآوری ثروتهای مادی است، زیرا بدون آرامش، انسان دچار وضعیت ناشادکامی و پوچی مداوم میشود.
💡 بسیاری از جامعهشناسان معتقدند که تفاوتهای طبقاتی زیاد و عدم عدالت اجتماعی میتواند منجر به گسترش احساس ناشادکامی و ناامیدی در میان اقشار مختلف مردم گردد.
💡 زندگی بدون هدف و بدون داشتن روابط عاطفی عمیق میتواند فرد را به سمت ناشادکامی و احساس تنهایی در میان جمعیت سوق دهد که بسیار آسیبزا است.