ناشادکام
متضادها
شادکام، موفق، سعادتمند
لغت نامه دهخدا
ناشادکام. ( ص مرکب ) محزون. غمین. غمگین. غمناک. اندوهگین. غم زده. افسرده. ناشاد.مغموم. رنجیده. ناخشنود. مقابل شادکام:
بدو گفت ازین هردو بدتر کدام
کزوئیم پر درد و ناشادکام.فردوسی.|| نامراد. ناکام. که شاد و کامروا نیست. مقابل شادکام. رجوع به شادکام شود.
فرهنگ عمید
= ناشاد
جمله سازی با ناشادکام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خردمند پیری و برزین به نام دل او شد از شاه ناشادکام