نابرجایگاه

متضادها

درست، مناسب

لغت نامه دهخدا

نابرجایگاه. [ ب َ] ( ص مرکب ) نابجا. نه بجا. بیمورد. بی جا. بی موقع. نامناسب: لعنت بر تو باد و بر خواجه ات و نفرین بر من باد و برین سؤال نابرجایگاه. ( سندبادنامه ص 902 ). واجب است مکافات مساعی نامحمود و تحریضات نابرجایگاه در باب او تقدیم کردن. ( سندبادنامه ص 93 ).

جمله سازی با نابرجایگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استفاده از کلمات بسیار تند و بی‌ادبانه در یک جلسه رسمی، رفتاری نابرجایگاه است که می‌تواند اعتبار و شخصیت گوینده را به شدت زیر سوال ببرد.

💡 قرار دادن اشیاء قیمتی در یک نابرجایگاه و ناامن در خانه، می‌تواند ریسک سرقت یا آسیب دیدن آن‌ها را در طول زمان افزایش دهد.

💡 او احساس کرد که حضور در این مهمانی مجلل، برای او یک موقعیت نابرجایگاه است و بهتر است زودتر از آنجا خارج شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران