لغت نامه دهخدا
نابجای. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) نابجا. نه بجای خویش. رجوع به نابجا شود.
نابجای. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) نابجا. نه بجای خویش. رجوع به نابجا شود.
( نابجا ی ) ( صفت ) ۱ - آنچه که بجای خویش نباشد. ۲ - بی مورد بی موقع بیجا مقابل بجا: [ عشق نابجا] [ گفتارنابجا] مقابل بجا( ی ). ۳ - عرضی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسیبشناسی سندرم دوبوویتز به سبب نادر بودن آن و گسترهٔ وسیعی از علائمش هنوز نامشخص است. تاکنون چندین پژوهش برای یافتن علتِ بیماری و نحوهٔ بروزش انجام شدهاست. طی یکی از این پژوهشها، علائم خاص دهانی در یک بیمارِ مبتلا بررسی شد. در پژوهشی دیگر، ناهنجاریهای مغزی مورد مطالعه قرار گرفت، از جمله اختلال در تکامل جسم پینهای، هیپوفیز قدامیِ کمرشد و ساقهٔ مغزی که دارای هیپوفیز خلفی نابجا است.
💡 O در واقع توقّع نابجا، قساوت، لجاجت، بهانه گيرى، ناآگاهى به هدف و بى ادبى دست به دست هم مى داد و سبب مى شد كه از پيامبر صلى الله عليه و آله درخواست هاى غير منطقى داشته باشند، از قبيل: چشمه ى آب، باغ، رودخانه، سقوط آسمان، احضار خدا و فرشتگان، خانه ى طلا، پرواز به آسمان، نامه ى خصوصى از سوى خدا.
💡 کنترل کلیدی برای ایجاد محدودیت در دسترسیهای فیزیکی کارمندان، پیمانکاران و بازدیدکنندگان به تسهیلات و سیستمهای کامپیوتری میباشد. به عنوان مثال برای جلوگیری از حضور نابجای افراد در جاهای ممنوعه، میتوانیم از پلاکاردهایی برای نمایش رتبه هر فرد استفاده کنیم.
💡 مربوط به يكى از اين دو جهت است. محبت هاى بى مورد، خشونت هاى بى موقع، ناز كشيدنهاى غلط، بى مهرى هاى نابجا، تشويق نكردن، بى جا كردن و خلاصه تمام عيوبتربيتى كه بحث شد يا معلول نادانى مربى است، يا اثر اين است كه مربى دانانخواسته يا نتوانسته است به وظايف خود عمل نمايد. در هرحال نتيجه اش سوء تربيت كودك است.
💡 O ممكن است معناى آيه اين باشد: كسانى كه با طرح توقّعات و بهانه هاى نابجا مانع ارشاد انبيا مى شوند، راه به جايى نمى برند؛ يعنى در هدف موفّق نمى شوند. به قول شاعر: عِرض خود مى برى و زحمت ما مى دارى.