نااصلی
مترادفها
بیاصل، بیریشه، نامنبط
متضادها
اصیل، اصلی
لغت نامه دهخدا
نااصلی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) بداصلی و بدنژادی. || نانجیبی. فرومایگی.
جمله سازی با نااصلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارشناسان آثار هنری پس از بررسی دقیق، اعلام کردند که این نقاشی برخلاف تصور اولیه، یک اثر نااصلی است که توسط یک کپیکار ماهر ساخته شده است.
💡 استفاده از مدارک نااصلی در پروندههای قضایی میتواند منجر به تصمیمگیریهای اشتباه و بروز بیعدالتی در سیستمهای حقوقی و قضایی کشورهای مختلف شود.
💡 بسیاری از قطعات باستانی پیدا شده در این منطقه، به دلیل ماهیت نااصلی که دارند، ارزش تاریخی چندانی برای پژوهشگران و باستانشناسان برجسته ندارند.