مؤوم

لغت نامه دهخدا

مؤوم. [ م ُ ءَوْ وِ ] ( ع ص ) تشنه گرداننده. || فربه و کلان خلقت گرداننده ستور را ( آب و علف ). ( از منتهی الارب ).
مؤوم. [ م ُ ءَوْ وَ ] ( ع ص ) کلان سر زشت خلقت. بزرگ سر و بزرگ اندام و زشت خلقت. مأوم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آنکه سر و هیکل درشت دارد. رجوع به مأوم شود. || زشت اندام. ( از اقرب الموارد ).

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز