لغت نامه دهخدا
مندمس. [ م ُ دَ م ِ ] ( ع ص ) درآینده در دیماس. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). درآینده در حمام و گلخن و زندان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دیماس و اندماس شود.
مندمس. [ م ُ دَ م ِ ] ( ع ص ) درآینده در دیماس. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). درآینده در حمام و گلخن و زندان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دیماس و اندماس شود.
در آینده دردیماس. در آینده در حمام و گلخن و زندان.