منحز

مترادف‌ها

جدا شده، گسسته

متضادها

متحد، یکپارچه، متصل

لغت نامه دهخدا

منحز. [ م ُ ن َح ْ ح ِ ] ( ع ص ) شتر مبتلا به بیماری نحاز. ( از اقرب الموارد ). رجوع به منحزة و منحوز و نحاز شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران