منتحض
مترادفها
در حال مرگ، احتضار کرده
متضادها
زنده، سلامت
لغت نامه دهخدا
منتحض. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) اندام کم گوشت. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || رندنده گوشت از استخوان. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتحاض شود.