مقصل

لغت نامه دهخدا

مقصل. [ م ِ ص َ ] ( ع ص ) شمشیر بران. ( مهذب الاسماء ). سیف مقصل؛ شمشیربران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مقصال شود. || لسان مقصل؛ زبان تیز گویا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || جمل مقصل؛ شتر نری که هر چیز را با دندانهای خود خرد می کند. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شمشیر بران. سیف مقصل شمیشر بران.

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز