معقه

لغت نامه دهخدا

( معقة ) معقة. [ م َ ع َق ْ ق َ ] ( ع مص ) نافرمانبرداری کردن کسی را که حق او بر تو واجب باشد. ( تاج المصادر بیهقی ). آزردن پدر را. عقوق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عقوق شود.

مکانیزم یعنی چه؟
مکانیزم یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز