معتسر

مترادف‌ها

ورشکسته، بدهکار، تنگدست

متضادها

توانگر، دارا، بی‌نیاز

لغت نامه دهخدا

معتسر. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) آنکه به سختی و ناپسندی گیرد مال فرزند را. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ستم کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اعتسار شود.

فرهنگ فارسی

آنکه به سختی و ناپسندی گیرد مال فرزند را یا ستم کننده.

جمله سازی با معتسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طبق قوانین جدید حقوقی، شخصی که به دلیل شرایط اقتصادی دشوار در وضعیت معتسر قرار گرفته است، می‌تواند برای دریافت معافیت از پرداخت بدهی‌های خود اقدام کند.

💡 دولت موظف است برنامه‌های حمایتی ویژه‌ای را برای کمک به خانواده‌های معتسر و افرادی که توانایی پرداخت هزینه‌های اولیه زندگی را ندارند، در سطح کشور اجرا نماید.

💡 دادگاه پس از بررسی دقیق مدارک و مستندات مالی، حکم داد که مدیون به دلیل بحران اقتصادی فعلی در وضعیت معتسر قرار دارد و نیاز به بازپرداخت تدریجی دارد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران