مسیطه

لغت نامه دهخدا

( مسیطة ) مسیطة. [ م َ طَ ]( ع ص، اِ ) آب تیره بوی ناک که در تک حوض بماند. مسیط. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). باقی آب تیره در حوض. ( مهذب الاسماء ). || سیل اندک. مسیط. ( منتهی الارب ). || چاه شیرین که در آن آب تباه درآید و متغیر گرداند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || آب که میان چاه و حوض روان باشد. || رودبار که در وی آب اندک روان باشد. ( منتهی الارب ).
مسیطة. [ م ُ س َی ْ ی ِ طَ ] ( ع اِ مصغر ) توجبه ای که اندکتر از مسیط باشد. ( ناظم الاطباء ).مصغر مَسیط. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سیل اندکتر از مسیط. ( منتهی الارب ). و رجوع به مسیط شود.

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز