مسنات

لغت نامه دهخدا

مسنات.[ م ُ س َن ْ نا ] ( ع اِ ) مسناة. رجوع به مسناة شود.
مسناة. [ م ُ س َن ْ نا ] ( ع اِ ) بندآب از پهلوی جوی. ( دهار ). بندآب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بندروغ. سد. ( ناظم الاطباء ). چمن بند. بندآب از چمن. کناره آب. ( زمخشری ). سیل گردان بند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). ضفیره. ( نشوء اللغة ). ج، مسنیات.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز