لغت نامه دهخدا
مسحرین. [ م ُ س َح ْ ح َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُسَحَّر ( در حالت نصبی و جری ). سِحرزدگان: قالوا اًنما أنت من المسحرین. ( قرآن 153/26 و 185 ). و رجوع به مسحر شود.
مسحرین. [ م ُ س َح ْ ح َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُسَحَّر ( در حالت نصبی و جری ). سِحرزدگان: قالوا اًنما أنت من المسحرین. ( قرآن 153/26 و 185 ). و رجوع به مسحر شود.