مستفضل
لغت نامه دهخدا
مستفضل. [ م ُ ت َ ض ِ ]( ع ص ) نعت فاعلی از استفضال. باقی گذارنده چیزی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || فزونی خواهنده. ( از منتهی الارب ). چیزی را افزون بر حق خودگیرنده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استفضال شود.
جمله سازی با مستفضل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن دوران باستان، بسیاری از فیلسوفان عملِ ایثار و بخشش را امری مستفضل میدانستند که میتواند روح انسان را به سمت کمال سوق دهد.
💡 او در تمام زندگی خود، راهی را که برای رفاه و آرامش بیشتر جامعه مستفضل میدید، برگزید و از منافع شخصی خود چشم پوشید.
💡 آن دانشمند بزرگ، مطالعه بر روی متون کهن را برای دستیابی به دانش عمیقتر، امری بسیار مستفضل و ضروری برای رشد فکری خود میدانست.