لغت نامه دهخدا
مستغلق. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغلاق. سخن بسته. || کسی که خیار را نداند در خرید و فروخت. || بیع که بی خیار واقع گردد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استغلاق شود.
مستغلق. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغلاق. سخن بسته. || کسی که خیار را نداند در خرید و فروخت. || بیع که بی خیار واقع گردد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استغلاق شود.