مسترفض تصویر معنی مسترفض مترادفها طرد شده، مردود متضادها مقبول، پذیرفته شده لغت نامه دهخدا مسترفض. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استرفاض. رودبار و وادی وسیع و فراخ شده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استرفاض شود. کلمات مرتبط استرفاض مستبرد مستفظع مستترف مستجبر