مرتکی

لغت نامه دهخدا

مرتکی. [ م ُ ت َ کا ] ( ع اِ ) محل اعتماد و کسی که بر آن اعتماد کنند. معتمد. امین. بااعتبار. ( ناظم الاطباء ). معول. نعت مفعولی است از ارتکاء. رجوع به ارتکاء شود. || معاون. ( ناظم الاطباء ). رجوع به معنی قبلی شود.
مرتکی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) همیشه و برجای.( منتهی الارب ). دائم و ثابت. مراکی. ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || اعتماد کننده: انا مرتک علی کذا؛ یعنی اعتماد کننده ام بر وی. ما لی مرتکی الا علیک؛ نیست مرا اعتمادی مگر بر تو. ( منتهی الارب ). معتمد. نعت فاعلی است از ارتکاء. رجوع به ارتکاء شود.

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز