مرتاج

لغت نامه دهخدا

مرتاج. [ م ِ ] ( ع اِ ) راه تنگ. ( منتهی الارب ). ج، مراتج. || کلید. ( منتهی الارب ). مغلاق. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). دربند و تیر پس در. آلتی که بدان در را می بندند. ( ناظم الاطباء ). کلون در. ج، مراتج.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز