محموز

لغت نامه دهخدا

محموز. [ م َ ] ( ع ص ) مرد سخت سرهای انگشتان. رجل محموزالبنان. ( منتهی الارب ). مرد سخت پنجه و توانا. || تیز و تند. || شراب تیز و ترش. ( ناظم الاطباء ). شرابی که زبان را گزد. ( آنندراج ).

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز