سخت پنجه

لغت نامه دهخدا

سخت پنجه. [س َ پ َ ج َ / ج ِ ] ( ص مرکب ) قوی پنجه. || مجازاً، کنایه از ممسک و بخیل. ( آنندراج ):
از سخت پنجه زر نستاند مگر عوان
یک تن تواند آنکه جواهر ز کان کشید.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

قوی پنجه یا مجازا کنایه از ممسک و بخیل.

جمله سازی با سخت پنجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پنجه خود ساز بدین پنج سخت پنجه ابلیس بدر لخت لخت

💡 چو ماندی پس ازان ده سخت پنجه طپانچه کردیش رخساره رنجه

💡 ای هجر سخت پنجه، ببر بند بند من عیب است آنکه ترک ز مستی کمان برد

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز