متهتر

مترادف‌ها

بی‌ملاحظه، شتاب‌زده، بی‌احتیاط، عجول

متضادها

محتاط، دقیق، هوشیار

لغت نامه دهخدا

متهتر. [ م ُ ت َ هََ ت ْ ت ِ ] ( ع ص ) نادان. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تهتر شود.

فرهنگ فارسی

نادان

جمله سازی با متهتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با آن لباس‌های متهتر و کثیف و چهره‌ای خسته، در گوشه‌ای از پارک نشسته بود و به دنبال راهی برای نجات از وضعیت سختش می‌گشت.

💡 برخلاف ظاهر متهتر و ساده‌اش، او دانشمند بسیار برجسته و باهوش بود که سال‌ها در پژوهش‌های علمی پیچیده در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کرد.

💡 سربازان قدیمی با لباس‌های متهتر و تجهیزات فرسوده، در میان سنگرهای جنگی ایستاده بودند و با شجاعت از مرزهای کشور خود دفاع می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران