متمظع

لغت نامه دهخدا

متمظع. [ م ُ ت َ م َظْ ظِ ] ( ع ص ) سایه که جای به جای رود. ( آنندراج ). حرکت کننده در سایه. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || لیسنده. || کسی که درنگی میکند و به تأخیر میاندازد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تمظع شود.

جمله سازی با متمظع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن مرد که همیشه با رفتاری متمظع و متکبر با دیگران برخورد می‌کرد، در نهایت متوجه شد که هیچ‌کس واقعاً برای شخصیت او احترام قائل نیست.

💡 برخلاف آنچه در ظاهر به نظر می‌رسید، او شخصیتی بسیار متواضع داشت و هرگز سعی نمی‌کرد با رفتارهای متمظع، خود را از دیگران برتر نشان دهد.

💡 در داستان‌های کلاسیک، شخصیت‌های متمظع معمولاً در پایان مسیر زندگی خود با شکست‌های سختی مواجه می‌شوند که درس بزرگی برای بقیه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران