متقصل

متضادها

کامل، تمام، تام

لغت نامه دهخدا

متقصل. [ م ُ ت َ ق َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) بریده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تقصل شود. || خرد شده. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران