مترافق

مترادف‌ها

موافق، هماهنگ، هم‌رأی

لغت نامه دهخدا

مترافق. [ م ُ ت َ ف ِ ]( ع ص ) هم دیگر همراه شونده در سفر. ( آنندراج ). رفیق و همراه سفر. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترافق شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران