ترافق

لغت نامه دهخدا

ترافق. [ ت َ ف ُ ] ( ع مص ) همراهی کردن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( آنندراج ). بهم یار بودن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( از آنندراج ). همدیگر همراه شدن در سفر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || به اصطلاح، گفتن شعر است بر وجهی که هر مصرع او را با مصرع بیتی از آن شعر که منضم سازند معنی تمام و قافیه در ردیف مستقل باشد. ( آنندراج ). نزد شعرا عبارتست از انشاء شعر بر وجهی که اگر هر مصراع اول را با مصراع دیگر ضم کنند بیتی مستقیم باشد از همان شعر و در لفظ و معنی و قافیه هیچ خلل نیفتد. ( مجمع الصنایع از کشاف اصطلاحات الفنون ). مانند:
دجله صفت دو چشم خونین من است
آتشکده وصف دل غمگین من است
جانم تف و تب بستر و بالین من است
غرقه شدن و سوختن آیین من است.امیر معزی ( از آنندراج ).از زلف برون کنی اگر تاب شوم
بر لب ننهی اگر می ناب شوم
در چشم نیاوری اگر خواب شوم
از دست بریزیم اگر آب شوم.
_( l50k )_( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ معین

(تَ فُ ) (مص ل. ) با هم دوست شدن.

فرهنگ عمید

با هم دوست و رفیق شدن، همراه شدن با یکدیگر.

ویکی واژه

با هم دوست شدن.

جمله سازی با ترافق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوله: وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مودت در دو جای استعمال کنند: در محبّت و در تمنّی. و فرق آنست که چون در تمنّی استعمال کنند «لو» در آن آید و با معنی محبّت «لو» استعمال نکنند. و طائفة جمع طائف است و هو الذی یطوف بالبیت او فی الاسفار، پس بر سبیل توسّع هر جمعی را طائفة گویند، اگر طواف کنند و اگر نه. هم چنان که رفقه گویند ترافقوا او لم یترافقوا. معنی آیت آنست که: جهودان آرزوی میکنند که شما را بی راه کردندی یا بفریفتندی. و جز آن نیست که خود را بی‌راه میکنند و می‌فریبند، که مؤمنان آن گفتار ایشان می‌نپذیرند.

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز