متذوق

مترادف‌ها

خوش‌سلیقه، چشنده

متضادها

بی‌ذوق

لغت نامه دهخدا

متذوق. [ م ُ ت َذَوْ وِ ] ( ع ص ) پاره پاره چشنده چیزی را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که کم کم می چشد چیزی را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تذوق شود.

فرهنگ فارسی

پاره پاره چشنده چیزی را

جمله سازی با متذوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او یک متذوق بسیار واقعی در حوزه هنرهای تجسمی محسوب می‌شود که می‌تواند با یک نگاه گذرا، ارزش اصلی هر اثر را تشخیص دهد.

💡 برای رسیدن به جایگاه یک متذوق خبره در موسیقی کلاسیک، فرد باید سال‌ها زمان را صرف مطالعه عمیق و گوش دادن به قطعات نماید.

💡 آن مرد پیر که متذوق خبره غذاهای سنتی است، همیشه بهترین مواد اولیه را برای تهیه غذاهای بسیار لذیذ و خوش‌طعم انتخاب می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران