تذوق
مترادفها
چشیدن، مزهمزه کردن، درک کردن
لغت نامه دهخدا
تذوق. [ ت َ ذَوْ وُ ] ( ع مص ) چشیدن. ( زوزنی ). پاره پاره چشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ): تذوقت طعم فراقه. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با تذوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای فیض در وصالش میکوش تا توانی حتّی تذوق منه، کأسا من الکرامه
💡 «لا، حتی تذوقی عسیلته و تذوق عسیلتک»
💡 تذوق ادبی به معنای درک عمیق و حساسیت نسبت به زیباییهای نهفته در کلمات و ساختارهای جملات است که تنها با مطالعه بسیار زیاد به دست میآید.
💡 برای رسیدن به سطح بالای تذوق در موسیقی کلاسیک، فرد باید سالها با دقت به نتها و هارمونیهای مختلف گوش فرا داده و آنها را تحلیل کند.
💡 تذوق هنری به انسان کمک میکند تا بتواند زیباییهای موجود در آثار نقاشی و مجسمهسازی را فراتر از ظاهر ساده آنها مشاهده و احساس کند.