لغت نامه دهخدا
متحرف. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] ( ع ص ) برگردنده و میل کننده. ( آنندراج ). واپس شونده و جاخالی کننده. ( از اقرب الموارد ): و من یولهم یومئذ دبره الا متحرفاً لقتال. || متغیر و واژگون. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
متحرف. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] ( ع ص ) برگردنده و میل کننده. ( آنندراج ). واپس شونده و جاخالی کننده. ( از اقرب الموارد ): و من یولهم یومئذ دبره الا متحرفاً لقتال. || متغیر و واژگون. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).