متأدد
مترادفها
متجاوز، تجاوزکننده
لغت نامه دهخدا
متأدد. [ م ُ ت َ ءَدْ دِ ] ( ع ص ) سختی کننده بر کسی. || بلای نازل شده بر کسی. || سخت وتند و درشت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تأدد شود.
جمله سازی با متأدد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این گزارش علمی جامع، به عوامل متأدد و پیچیدهای اشاره شده است که بر روند تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی در کره زمین تأثیر میگذارند.
💡 حقوقدانان معتقدند که در این پرونده قضایی، متأدد جنبههای مختلفی وجود دارد که باید با دقت و بررسی تمام مدارک موجود به طور کامل بررسی شود.
💡 در ساختارهای اجتماعی مدرن، متأدد گروههای مختلف با اهداف متفاوت همواره سعی در تغییر سیاستهای کلی کشور و جهتگیریهای فرهنگی جامعه دارند.