قلقال

لغت نامه دهخدا

قلقال. [ ق َ ] ( ع اِمص ) جنبش. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). اسم است قلقلة را. ( منتهی الارب ). || ( ص ) مسفار بمعنی دائم السفر و عبارت لسان چنین است: رجل قلقال؛ صاحب اسفار. ( اقرب الموارد ).
قلقال. [ ق ِ ] ( ع اِ ) لفج شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( مص ) قَلْقَلَة. ( اقرب الموارد ). رجوع به قلقلة شود.

فرهنگ فارسی

لفج شتر یا قلقله

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز