قرتی
متضادها
متواضع، فروتن
فرهنگ معین
(قِ ) (ص. ) (عا. ) جلف، سبک.
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که بیش ازحد به ظاهر خود می رسد.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) مردی که تمام هم خود را مصروف صورت ظاهر و لباس کند ژیگولو.
ویکی واژه
(عا.)
جلف، سبک.
متواضع، فروتن
(قِ ) (ص. ) (عا. ) جلف، سبک.
ویژگی کسی که بیش ازحد به ظاهر خود می رسد.
( صفت اسم ) مردی که تمام هم خود را مصروف صورت ظاهر و لباس کند ژیگولو.
(عا.)
جلف، سبک.