لغت نامه دهخدا
پرحرارت. [ پ ُ ح َ رَ ] ( ص مرکب ) پُرتاب. پرگرما.
پرحرارت. [ پ ُ ح َ رَ ] ( ص مرکب ) پُرتاب. پرگرما.
۱. آنچه گرمی بسیار دارد.
۲. [مجاز] شخص پرکار و پرجنب وجوش.
۳. (قید ) با شوروشوق.
( صفت ) ۱- که گرمی بسیار دهد: چراغ پر حرارت. ۲- که پرکار و فعال است: آدم پر حرارتی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موسیقی باروک که بیشتر برای کلیسا و دربار ساخته میشد، پرشکوه و پر حرارت بود و اپرا با صحنههای مجلل نیز در این دوره رونق یافت. موسیقی این دوره را بر اساس ساختار قطعات و همچنین روند تکاملی میتوان به سه قسمت: باروک اولیه، میانی و پایانی تقسیم کرد. از آهنگسازان برجستهٔ باروک میتوان به کلودیو مونته وردی، ژان بتیست لولی، ژان فیلیپ رامو، هاینریش شوتز، باخ، کلودیو مونته وردی و ویوالدی اشاره کرد.