قائم بالغیر
مترادفها
نماینده، جانشین، وکیل
متضادها
قائم به خود
لغت نامه دهخدا
قائم بالغیر. [ ءِ م ِ بِل ْ غ َ ] ( ع ص مرکب )( اصطلاح فلسفی ) آنچه یا آنکه به غیر بستگی دارد. آنکه یا آنچه بخود برپا نیست. رجوع به قائم بغیر شود.
فرهنگ فارسی
آنچه یا آنکه بغیر بستگی دارد