فکژ

مترادف‌ها

کج، منحرف، پیچ‌خورده، کج‌ومعوج

متضادها

راست، مستقیم

لغت نامه دهخدا

فکژ. [ ف َ ] ( اِ ) فکز. دودآهنگ. دودکش. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فکز شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران